قلعه حیوانات اثر جورج اورول انتشارات فراهنر

موجود در انبار دیجی کتاب
ضمانت اصالت کالا
کتاب
موجود در انبار
  • ارسال توسط دیجی کتاب فراهنر
بازگشت
  • ارسال توسط دیجی کتاب فراهنر
    این کالا پس از مدت زمان مشخص شده توسط فروشنده در انبار دیجی کتاب فراهنر تامین و آماده پردازش می‌گردد و توسط پیک دیجی کتاب فراهنر در بازه انتخابی ارسال خواهد شد.

تومان28,000

ارسال توسط پست
7 روز ضمانت بازگشت

توضیحات

رمان قلعه حیوانات زبانی ساده، طنز آمیز، سرگرم کننده و جذاب دارد. این در حالی است که بر اساس سبک‌شناسی، دارای سبک نمادین و سمبلیک است. نویسنده به‌گونه ی داستان را خلق کرده که مخاطب با خواندن آن به موضوع اصلی آن که مدنظر نویسنده است، پی می‌برد. نویسنده با صراحت و شجاعت کامل احساسات شخصی خود را در قالب این رمان وارد کرده است.
شاید شما هم در پایان به این نتیجه برسید که بهتر بود نویسنده کمی مفصل‌تر به بیان داستان و حواشی آن می‌پرداخت. زیرا که امکان ادامه داستان به شکل پر ماجراتر و جنجالی‌تر وجود داشت. جملات بسیار پرمغز و زیبایی در خلال داستان از زبان حیوانات مطرح شده است که برای ما انسان‌ها بسیار آموزنده و مفید است. شاید واقعاً یهتر است این جملات را از زبان حیوانات بشنویم. در بین این جملات بی‌نظیر و تا حدودی طنز‌آمیز و نمکین جمله ی جناب بنجامین الاغ که می‌گوید: «خدا به من دمی عطا کرد که مگس‌ها را برانم ولی کاش نه دمی داشتم و نه مگسی آفریده می‌شد.» یکی از آن جملات پر مغز و با مفهوم است. جمله‌ی دیگری در بین جملات این داستان آمده است که منطبق با جامعه آن‌روز نویسنده است: «تنها بنجامین معتقد بود که جزئیات زندگی طولانی‌اش را به‌خاطر دارد و می‌داند همه‌چیز همان است که همیشه بوده و بعد ها نیز به همین منوال خواهد بود، زندگی نه بدتر می‌شود و نه بهتر او می‌گفت گرسنگی و مشقت قوانین لا‌یتغیر زندگی است.» شاید معنای این جملات این باشدکه انقلاب کارگری بر پایه نظام کمونیسم پایدار نخواهد بود.
نویسنده با زبانی ساده و گیرا به‌خوبی توانسته است فقر و استبداد حاکم بر جامعه خودش را آن‌طور که شایسته بود، توصیف کند، جامعه‌ای که در آن علی‌رغم ظلم و ستم آشکار به‌دلیل عدم‌آگاهی و یا به دلیل عدم آزادی بیان، هیچ‌کس حق اعتراض به رژیم مستکبر را نداشته و در آن به حداقل امکانات نیز برخوردار نبوده است. به‌عبارت‌دیگر نویسنده به‌گونه‌ای طرح داستان نموده که ناخود‌آگاه ذهن مخاطب را برای پیدا کردن این شخصیت ها و افراد در جامعه روز خود فعال کند.
با خواندن این رمان به‌خوبی می‌توان دریافت که هدف نویسنده انتقاد از انقلاب کارگری پرولتاریا تحت نظام سرمایه‌داری کمونیسم شوروی سابق به نمایندگی لنین و به ویژه استالین بود. شاید از نظر نویسنده، هیچ‌یک از شخصیت‌‌های قلعه صفت مطلقی ندارد. موضوعیت داستان را می‌توان به عنوان اساسی‌ترین ویژگی مثبت آن مطرح کرد، می‎توان گفت کتاب‌هایی نظیر قلعه حیوانات که داستانی از دل واقعیت جامعه دارند و نشانگر اتفاقات واقعی هستند همواره از جذابیت بالایی برخوردارند. شخصیت‌پردازی جذاب و متنوع داستان، ویژگی مثبت دیگری است که نمی‌توان فروگذار نمود. این داستان شخصیت‌هایی کاملاً واقع‌گرایانه دارد که نه‌تنها در دوران نوشتن کتاب بلکه در هر دوره و زمانی شاهد مثال‌های آشکاری از آن‌ها بوده و هستیم. ساختار ادبی، شیوه نگارش و نوشتن کتاب نیز از ویژگی‌های مثبت آن است، به این ترتیب ساختار ادبی داستان منجر به چشمگیر شدن موضوع داستان می‌شود.
در پایان لازم است بدانید قلعه حیوانات جورج اورول کتابی است که به‌هیچ‌وجه نباید خواندن آن را فراموش کنید، چرا که بی‌تردید تجربه‌ی بسیار خوبی در کتاب‌خوانی را برای شما رقم خواهد زد.

pen

رمان قلعه حیوانات زبانی ساده، طنز آمیز، سرگرم کننده و جذاب دارد. این در حالی است که بر اساس سبک‌شناسی، دارای سبک نمادین و سمبلیک است. نویسنده به‌گونه ی داستان را خلق کرده که مخاطب با خواندن آن به موضوع اصلی آن که مدنظر نویسنده است، پی می‌برد. نویسنده با صراحت و شجاعت کامل احساسات شخصی خود را در قالب این رمان وارد کرده است.
شاید شما هم در پایان به این نتیجه برسید که بهتر بود نویسنده کمی مفصل‌تر به بیان داستان و حواشی آن می‌پرداخت. زیرا که امکان ادامه داستان به شکل پر ماجراتر و جنجالی‌تر وجود داشت. جملات بسیار پرمغز و زیبایی در خلال داستان از زبان حیوانات مطرح شده است که برای ما انسان‌ها بسیار آموزنده و مفید است. شاید واقعاً یهتر است این جملات را از زبان حیوانات بشنویم. در بین این جملات بی‌نظیر و تا حدودی طنز‌آمیز و نمکین جمله ی جناب بنجامین الاغ که می‌گوید: «خدا به من دمی عطا کرد که مگس‌ها را برانم ولی کاش نه دمی داشتم و نه مگسی آفریده می‌شد.» یکی از آن جملات پر مغز و با مفهوم است. جمله‌ی دیگری در بین جملات این داستان آمده است که منطبق با جامعه آن‌روز نویسنده است: «تنها بنجامین معتقد بود که جزئیات زندگی طولانی‌اش را به‌خاطر دارد و می‌داند همه‌چیز همان است که همیشه بوده و بعد ها نیز به همین منوال خواهد بود، زندگی نه بدتر می‌شود و نه بهتر او می‌گفت گرسنگی و مشقت قوانین لا‌یتغیر زندگی است.» شاید معنای این جملات این باشدکه انقلاب کارگری بر پایه نظام کمونیسم پایدار نخواهد بود.
نویسنده با زبانی ساده و گیرا به‌خوبی توانسته است فقر و استبداد حاکم بر جامعه خودش را آن‌طور که شایسته بود، توصیف کند، جامعه‌ای که در آن علی‌رغم ظلم و ستم آشکار به‌دلیل عدم‌آگاهی و یا به دلیل عدم آزادی بیان، هیچ‌کس حق اعتراض به رژیم مستکبر را نداشته و در آن به حداقل امکانات نیز برخوردار نبوده است. به‌عبارت‌دیگر نویسنده به‌گونه‌ای طرح داستان نموده که ناخود‌آگاه ذهن مخاطب را برای پیدا کردن این شخصیت ها و افراد در جامعه روز خود فعال کند.
با خواندن این رمان به‌خوبی می‌توان دریافت که هدف نویسنده انتقاد از انقلاب کارگری پرولتاریا تحت نظام سرمایه‌داری کمونیسم شوروی سابق به نمایندگی لنین و به ویژه استالین بود. شاید از نظر نویسنده، هیچ‌یک از شخصیت‌‌های قلعه صفت مطلقی ندارد. موضوعیت داستان را می‌توان به عنوان اساسی‌ترین ویژگی مثبت آن مطرح کرد، می‎توان گفت کتاب‌هایی نظیر قلعه حیوانات که داستانی از دل واقعیت جامعه دارند و نشانگر اتفاقات واقعی هستند همواره از جذابیت بالایی برخوردارند. شخصیت‌پردازی جذاب و متنوع داستان، ویژگی مثبت دیگری است که نمی‌توان فروگذار نمود. این داستان شخصیت‌هایی کاملاً واقع‌گرایانه دارد که نه‌تنها در دوران نوشتن کتاب بلکه در هر دوره و زمانی شاهد مثال‌های آشکاری از آن‌ها بوده و هستیم. ساختار ادبی، شیوه نگارش و نوشتن کتاب نیز از ویژگی‌های مثبت آن است، به این ترتیب ساختار ادبی داستان منجر به چشمگیر شدن موضوع داستان می‌شود.
در پایان لازم است بدانید قلعه حیوانات جورج اورول کتابی است که به‌هیچ‌وجه نباید خواندن آن را فراموش کنید، چرا که بی‌تردید تجربه‌ی بسیار خوبی در کتاب‌خوانی را برای شما رقم خواهد زد.
در زیر بخش هایی از این اثر زیبا و خواندنی آمده است:
آقای جونز صاحب مزرعه مانر به‌قدری مست بود که شب وقتی درِ لانه‌ی مرغ‌ها را بست فراموش کرد که دریچه بالای آن را هم ببندد. مست‌و‌پاتیل با گِردی نور فانوسش که بی‌‌تابانه جلوی پایش می‌‌تابید سراسر حیاط را پروانه‌‌وار چرخید، پشت در که رسید کفش‌‌هایش را با پا بیرون انداخت و آخرین گیلاس آب‌جو را از خمره آبدارخانه برداشت و افتان‌وخیزان به سمت اتاق خوابی خیزبرداشت که خانم جونز خروپفش همه‌جا را پرکرده بود. با تاریک‌شدن اتاق خواب، مزرعه به جنب‌‌و‌‌جوش افتاد. در طول روز دهن‌به‌ دهن می‌‌چرخید که میجر پیر، خوک نر برنده جایزه نمایشگاه حیوانات، دیشب خواب دیده است، خوابی عجیب که می‌خواهد آن را برای سایر حیوانات تعریف کند، قرار گذاشته بودند به‌محض اینکه خطری از جانب آقای جونز تهدیدشان نکند در وقت معینی در انبار بزرگ جمع شوند. میجر پیر (همیشه او را به این نام صدا می‌کردند، گر چه به اسم بامسمای ویلینگدن در نمایشگاه شرکت کرده بود) آن‌قدر در مزرعه از جایگاه خوبی برخوردار بود که هیچ حیوانی حاضر نبود وقتش را صرف شنیدن حرف‌های او نکند حتی اگر به قیمت از دست رفتن یک ساعت از خوابشان باشد. در یک طرف طویله‌ی بزرگ روی سطح بلند سکو مانندی میجر دُرُشت زیر نور فانوسی که به تیرک سقف آویزان بود روی بستری از کاه لمیده بود. دوازده سال از عمرش می‌رفت و این اواخر کمی فربه شده بود. روی‌‌هم‌‌رفته خوک با هیبتی بود، و با اینکه دو دندان نیشش هیچ‌گاه کنده نشده بود ظاهری مهربان و کاردان داشت. طولی نکشید که باقی حیوانات یکی‌‌یکی آمدند و هر دسته به شیوه خاص خود در محلی مستقر شدند. اول سگ‌ها، بلوبل و جسی و پینچر آمدند و بعد خوک‌ها که جلوی سکو روی کاه مستقر شدند. مرغ‌ها روی لبه‌ی پنجره نشستند و کبوترها بال‌زنان روی تیرهای سقف جای گرفتند، گوسفندان و گاوها پشت‌ سرِ خوک‌ها دراز کشیدند و مشغول نُشخوار شدند. دو اسب ارابه، باکسِر و کلووِر به آهستگی وارد شدند، سم‌های بزرگ پشم‌‌آلوی خود را از ترس آنکه مبادا حیوان کوچکی زیر کاه پنهان باشد با احتیاط بر زمین می‌گذاشتند. کلوور مادیانی بود فربه و میان‌سال با حالتی مادرانه که چهار شکم زاییده بود و بعد از به‌دنیا آمدن آخرین کره‌اش هرگز ترکیب و اندام اولیه‌اش را باز نیافته بود. باکسِر حیوان بسیار درشتی بود، بلندیش هیجده دست بود و قدرتش برابر زور دو اسب معمولی. کش سفیدرنگ زیر پوزه‌اش به او ظاهر احمقانه‌ای داده بود و حقیقت امر اینکه در ردیف زیرک‌های درجه یک به‌حساب نمی‌‌آمد، ولی به‌دلیل ثبات عقیده و نیروی فوق‌‌العاده‌‌اش در کار مورد احترام همه بود. پس از اسب‌ها موریل بز سفید، و بنجامین الاغ وارد شدند. بنجامین سالخورده‌‌ترین و بدقلق‌‌ترین حیوان مزرعه بود. همیشه توی خودش بود وکم‌حرف؛ اگر چیزی بر زبان می‌‌آورد تلخ و نیش‌‌دار بود-مثلا می‌‌گفت: خدا به من دم داده که مگس‌ها را با آن از خودم دور کنم ولی آرزوم این که نه دمی می‌‌داشتم و نه مگسی آفریده می‌‌شد. در میان همه حیوانات مزرعه او تنها حیوانی بود که هیچ‌‌گاه نمی‌‌خندید و اگر دلیلش را می‌پرسیدند می‌گفت: چیز خنده‌‌داری نمی‌‌بینم. به هر صورت بی‌‌آنکه نشان دهد به باکسر علاقه و ارادتی خاص داشت. این‌دو یکشنبه‌‌ها را بی‌‌آنکه حرفی بزنند گرده ‌به‌ گرده‌ی هم در مرتع آن‌‌سوی باغ میوه به چرا می‌گذراندند. دو اسب تازه جابجا شده بودند که یک ‌‌دسته جوجه‌مرغابی، که مادرشان را از دست داده بودند، جیرجیر‌‌کنان در یک ردیف واردشدند، و از این‌‌سو به آن‌‌سو به‌دنبال جای امنی می‌‌گشتند که زیر دست‌‌وپا لگدمال نشوند. کلوور با دو دست بزرگ خود برای آنان لانه‌مانندی ساخت و آنها میان آن آرام گرفتند و با چشم‌‌به‌‌هم‌‌زدنی خوابیدند. در آخرین‌لحظه مالی مادیان سفید و قشنگی که وظیفه‌‌اش کشیدن درشکه تک‌اسبه آقای جونز بود درحالیکه حبّه‌قندی می‌‌جوید با ناز و ادا وارد شد، در جایی نسبتا جلو نشست و مثل همیشه مشغول ور رفتن با یال سفیدش شد، به این امید که با روبان قرمزی که به آن بافته شده بود توجه دیگران را جلب کند. گربه دیرتر از همه آمد که طبق‌معمول برای پیدا کردن گرم‌‌ترین جای مجلس اطراف را خوب وارسی کرد و بالاخره خود را با کش‌‌وقوسی گربه‌‌ای میان باکسر و کلوور جا داد و در آنجا با خاطری آسوده به خواب رفت و یک کلمه هم از سخنرانی میجر را نشنید. جز موزز زاغ اهلی که بر شاخه درختی پشتِ در خوابیده بود همه حیوانات حاضر بودند. وقتی میجر دید که همه سر جایشان نشسته‌‌اند و منتظرند، سینه را صاف و چنین شروع کرد. «دوستان، همه راجع به خواب عجیبی که دیشب دیده‌‌ام یه چیزایی شنیدید، راجع به خودِ خواب بعداً حرف می‌‌زنم. اما مطلب دیگری که باید قبل از آن به عرضتون برسونم. فکر نمی‌‌کنم، اما ای دوستان، من بیش از چندماهی بین شماها بودم و حس می‌‌کنم موظفم تجربه‌هایی را که به‌دست آوردم پیش از مرگم با شما در میان بگذارم. من عمر درازی کردم و تو طویله فرصت زیادی برای فکرکردن داشتم و بی‌شک می‌‌تونم ادعا کنم که به‌اندازه هر حیوون زنده‌‌ایی به‌ معنا و مفهوم زندگی تو این دنیا آشنایی دارم. «دوستان، ماهیت زندگی یعنی چه؟ باید اقرار کنیم که حیات ما خیلی کوتاه و پرمشقت، نکبت‌‌بار نکبت‌‌بار. به‌دنیا می‌آییم، جز بخور و نمیری چیزی نداریم و از بین ما هرکدوم که قادر به انجام کاری هستیم تا آخرین رمق به‌کار گرفته می‌‌شیم، و به‌محض آنکه توانایی‌‌مون برا کار کردن رو از دست بدیم با بی‌رحمی قربونی می‌‌شیم». هیج حیوونی تو انگلستان خوشبختی و راحتی رو از یه‌سالگی به بالا مزه نکرده. تو انگلستان آزادی نیست. زندگی یه حیوون تنها فقر و بردگیه: این حقیقتی غیرقابل‌ انکاره» «آیا چنین وضعی در واقع لازمه‌ی نظام طبیعته؟ آیا تنها دلیل این فقر و بردگی اینه که سرزمین ما آنقدر فقیره که نمی‌‌تونه به ساکنینش زندگی مرفه‌‌یی ببخشه؟ نه، هزار مرتبه نه! خاک انگلستان حاصل‌‌خیز و آب‌‌وهواش مساعده. ظرفیت تهیه مواد غذایی خیلی بیشتر از این داره، اونم چی؛ برا تعداد خیلی بیشتر از حیوونایی که الان توش ساکنن. همین مزرعه خودمون ‌می‌تونه از دوازده اسب، بیست گاو و صدها گوسفند نگهداری و پذیرایی کنه، طوری‌که همه‌شون تو رفاه و آسایش کامل باشن، چنان رفاهی که خیالش هم درحال‌حاضر از ما فاصله داره. پس چطوریه که ما با این نکبت زندگی می‌کنیم و راضی هستیم؟

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قلعه حیوانات اثر جورج اورول انتشارات فراهنر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لازم است محتوای ارسالی منطبق برعرف و شئونات جامعه و با بیانی رسمی و عاری از لحن تند، تمسخرو توهین باشد.
از ارسال لینک‌های سایت‌های دیگر و ارایه‌ی اطلاعات شخصی خودتان مثل شماره تماس، ایمیل و آی‌دی شبکه‌های اجتماعی پرهیز کنید.
در نظر داشته باشید هدف نهایی از ارائه‌ی نظر درباره‌ی کتاب ارائه‌ی اطلاعات مشخص و دقیق برای راهنمایی سایر کاربران در فرآیند خرید یک کتاب توسط ایشان است.
با توجه به ساختار بخش نظرات، از پرسیدن سوال یا درخواست راهنمایی در این بخش خودداری کرده و سوالات خود را در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح کنید.
کیفیت چاپ:
تاثیرگذاری گفتار نویسنده:
جذاب بودن محتوا:
کارآمد بودن محتوا:
ترجمه: