توضیحات
معرفی کتاب تختخوابت را مرتب کن پسر
کتاب تختخوابت را مرتب کن پسر اثری از ویلیام اچ مکریون ژنرال بازنشستهی ارتش آمریکا که شامل ده درس اصلی و اساسی در زندگی برگرفته از تجارب عجیب و سخت او در دوران خدمتش در ارتش آمریکاست. این ده فصل که برگرفته از سخنرانیهای مکریون در دانشگاه تگزاس در آستین در سال ۲۰۱۴ است، با استقبال قابلتوجهی مواجه شده است. استقبالی که از خود دانشگاه و برخلاف تصور مکریون آغاز شد.
انتشارات فراهنر این کتاب را با ترجمهی عطیه وحدت منتشر و به بازار کتاب ارائه کرده است.
درباره کتاب تختخوابت را مرتب کن پسر
کتاب تختخوابت را مرتب کن پسر نوشتهی «ویلیام مکریون»، ژنرال بازنشستهی ارتش آمریکا است. کتابی است در حوزهی موفقیت و خودیاری که در ده فصل نوشته شد و ده درس اصلی مکریون برای زندگی را در خود جای داده است. درسهایی که بسیاری از آنها از دل رخدادها و حوادث سخت و بعضا کشندهای که مکریون تجربه کرده اس، برآمده. درسهایی بعضا در شرف مرگ، که حامل خالصترین و اصیلترین افکار و احساسات انسانی است، چرا که در زیر سایهی سنگین مرگ، کسی جز به زندگی فکر نمیکند، تظاهر و بازی با الفاظ رنگ میبازد و اندیشه در خالصترین حالت خود شکل پیدا میکند. این خلوص را با خواندن کتاب و در جایجای آن احساس کرده و لذت برآمده از آن را که بیمانندترین لذات است، درک خواهید کرد. کتاب تختخوابت را مرتب کن پسر که در فهرست پرفروشترین کتابهای نیویورکتایمز قرار گرفته، بهدست «عطیه وحدت» به فارسی برگردانده شده و بههمت انتشارات «فراهنر» در اختیار مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است.
این کتاب با وجود حاصل آمدن از تجاربی سخت و جانگاه، کتابی پیچیده و غریب نیست. درسی که از آن تجربههای غریب به دست آمده، اتفاقا بسیار ساده است و با جان آدمی قرابتی بسیار دارد؛ از اینرو برای درک آموزههای این کتاب، تنها کافیست با آن همراه شوید. درسهایی آسان که از تختخواب آغاز میشود. سادهتر از این احتمالا نمیتوان شروع کرد و مهمتر اینکه موثرتر از این نیز احتمالا نمیتوان توصیهای یافت. ده درس کتاب که در قالب ده فصل ارائه شده است، در عین تفاوت و مجزا بودن، مجموعهای بههمپیوسته و الهامبخش را تشکیل دادهاند.
خواندن کتاب تختخوابت را مرتب کن پسر را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب را به طرفداران ژانر موفقیت و خودیاری پیشنهاد میکنیم.
چرا باید کتاب تختخوابت را مرتب کن پسر را بخوانیم؟
«تختخوابت را مرتب کن پسر» چکیدهی یک عمر فعالیت در ارتش و تجربههای سخت و پرچالش و تفکرات منظم نویسندهی آن است. کتابی کوتاه که تماما از تجربه و عمل برآمده و با شعارهای توخالی و زرد تفاوت دارد. خواندن این کتاب جذاب و دلنشین با توجه به صفحات نهچندان پرتعدادش وقت چندانی از مخاطب نخواهد گرفت و بسیار به او خواهد افزود.
درباره ویلیام اچ مک ریون
ویلیام هری مکریون دریاسالار بازنشستهی نیروی دریایی ایالات متحده است. او در ششم نوامبر سال ۱۹۵۵ در کارولینای شمالی به دنیا آمد. پدرش افسر نیروی هوایی بود. خانوادهی مکریون در کودکی او به تگزاس نقل مکان کرده و در سنآنتونیو ساکن شدند. مکریون در دبیرستان تئودور روزولت تحصیلاتش را ادامه داد و پس از اتمام آن وارد دانشگاه تگزاس شد. مکریون در سال ۱۹۷۷ مدرک لیسانس خود را در رشتهی روزنامهنگاری گرفت. او دورهی فوقلیسانس خود را در دانشکدهی نیروی دریایی گذراند. مکریون از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ بهعنوان نهمین فرمانده مرکز فرماندهی عملیات ویژهی ایالات متحده خدمت کرد. او همچنین اولین مدیر مرکز هماهنگی نیروهای عملیات ویژهی ناتو است.
آخرین مأموریت مکریون در ارتش آمریکا، فرماندهی تمامی نیروهای عملیات ویژه بود. مکریون پس از ۳۷ سال خدمت در نیروی دریایی ارتش ایالات متحده در سال ۲۰۱۴ بازنشسته شد. او پس از بازنشستگی از نظام، در دورهای به ریاست دانشگاه تگزاس رسید. مکریون یکی از منتقدان سیاستهای داخلی و خارجی دونالد ترامپ رئیسجمهور سابق آمریکا بود. این ژنرال بازنشسته، نویسندگی را نیز تجربه کرده و تجارب خود را در قالب پرفروشترین کتاب خود با عنوان «تختخوابت را مرتب کن پسر» منتشر کرده است.
همهچیز از تختخواب شروع میشود
کتاب تختخوابت را مرتب کن اثر ژنرال مکریون مانند روز هر فرد، از تختخواب آغاز میشود. او مثل دیگر بخشهای کتاب از تجارب خود در ارتش الهام گرفته و آنها را باز میگوید؛ از اهمیت یک اتفاق ساده که شاید پیشپاافتاده به نظر آید، اما میتواند تمام روز آدمی را تحت تاثیر خود قرار دهد.
نظم، انضباط و توجه به جزئیات از اولین قدمها باید آغاز شود تا به کل روز تسری پیدا کند. نظم در کار و کنترل امور شخصی و کاری نیز بهراحتی از دست انسان خارج میشود. توجه به جزئیات از اولین لحظهی بیداری نقشی تعیینکننده دارد. از دست دادن اولین فرصت برای به قاعده حرکت کردن و به نظم آمدن، بعید نیست معادل از دست دادن کل بازی باشد. ازاینرو ژنرال عنوان بسیار هوشمندانهای را برای درس اول خود و فصل اول کتاب انتخاب کرده است: «کار امروز به فردا مگذار». چهبسا توجه به جزئیات که نشان از اهمیت دادن به ارزش هر لحظهی زندگی دارد، انسان را از مخوفترین گردابها نجات دهد. انگیزههای معجزهگر را باید از اتفاقات ساده پیدا کرد و پیدا نیز میتوان کرد. انگیزهای که در سیاهترین لحظات آدمی را حفظ میکند، همانگونه که مکریون گفته: «در نبردها سربازان میمیرند، خانوادهها داغدار میشوند و روزها، طولانیتر و پراضطراب میشوند. شما دنبال چیزی هستید که تسلای خاطرتان باشد؛ چیزی که انگیزهی شروع روزی جدید را در شما بیدار کند و بتواند حسی از غرور را در این دنیایی که گاهی به زشتی میگراید، در شما به وجود بیاورد».
یک کتاب متنوع
کتاب تختخوابت را مرتب کن پسر مانند سفرهای رنگارنگ است که از هر طعم و بوی جذابی در آن به چشم میآید. عنوان فصلهای دهگانهی کتاب گویای این حقیقت است. پس از فصل اول که اسم کتاب نیز از آن گرفته شده، با فصلهایی روبهرو میشویم که هر کدام بهتنهایی درسی برای زندگی و توشهای برای حرکت در پستی و بلندیهای مسیر موفقیت است. از فصل دوم با عنوان «تو به تنهایی از عهدهاش برنمیآیی» که به اهمیت بنیادین داشتن همسفر و همراه در زندگی اشاره میکند، تا فصل سوم کتاب که در اهمیت وسعت قلب و ظرفیت بیبدیل انسان بر فائق آمدن به محدودیتهای شخصی است. مکریون ارادهی انسان را از هر مانع و محدودیتی والاتر میداند. او این درس را از لحظه لحظهی حضور در ارتش گرفته و بهخصوص در مواقع حساس و پرخطر با جانش آن را دریافته است. ارادهی انسان از هر پیشفرضی قویتر است و مکریون این حقیقت را نه از کتابها بلکه در عمل و بعضا در لحظات نزدیک با مرگ گرفته است. هر فصلی از کتاب ارزش خواندهشدن و چندبار خواندهشدن دارد که با توجه به حجم کم کتاب، سخت نه که بسیار دلپذیر است.
عنوانهای ده فصل کتاب تخت خوابت را مرتب کن
برای دریافتن تنوع عناوین کتاب و کاربردی و دلپذیر بودن آنها بهترین روش، نام بردن از عناوین این ده فصل است.«کار امروز به فردا مگذار»، «تو بهتنهایی از عهدهاش برنمیآیی»، «تنها چیزی که مهمه، وسعت قلب شماست»، «زندگی عادلانه نیست-به مسیرت ادامه بده»، «شکست باعث قوی تر شدن شما میشه»، «باید جسارت زیادی داشته باشی»، «در برابر زورگوها بایستید»، «در موقعیت درست قرار بگیرید»، «به دیگران امید بدهید»، «هرگز تسلیم نشو» عنوان ده فصل کتاب تختخوابت را مرتب کن پسر است.
برشی از کتاب تختخوابت را مرتب کن
«در طول دوران زندگیام در نیروی دریایی، مرتبکردن تختخواب وظیفهای ثابت و همیشگی بود که هر روز میتوانستم روی آن حساب کنم. بهعنوان یک ناوبان دوم جوان در بهداری زیردریایی عملیاتی یواساسگریبک که تختهای چهارطبقه داشت، میخوابیدم. دکتر سالخوردهی بانمکی مدیر بهداری بود و اصرار میکرد که هر روز صبح وسایلم را مرتب کنم. او اغلب اوقات تذکر میداد که اگر تختخواب مرتب نشود و اتاق تمیز نباشد، چطور ملوانها انتظار مراقبتهای بهداشتی عالی از ما داشته باشند؟ همچنان که بعدها فهمیدم، این عقیدهی پاکیزگی و نظم، در تمام جنبهها و ابعاد زندگی نظامی اعمال میشود.
سیسال بعد، برجهای دوقلو در نیویورک فروریختند. پنتاگون به هم ریخت و در پنسیلوانیا آمریکاییها در هواپیما مردند. در روزهای واپسین حملات، من به دلیل حادثهی شدید سقوط با چتر نجات، دوران نقاهتم را در خانه میگذراندم. یک تخت بیمارستان را به اتاقم آورده بودند و من برای بهبودی، بیشتر روز را روی آن دراز کشیده بودم.
بیشتر از هر چیز دیگری میخواستم که زودتر از دست آن تخت خلاص شوم. مانند هر سرباز نیروی دریایی آرزو داشتم کنار همرزمانم در میدان جنگ باشم. وقتی به اندازهٔ خوب شدم که بتوانم بدون کمک از تختم بلند شوم و راه بروم، اولین کاری که انجام دادم این بود که ملافه را خوب روی شکمم بکشم، بالش را مرتب کنم و مطمئن شوم که تخت بیمارستان برای تمام کسانی که وارد خانهام میشوند، ظاهری آراسته دارد.
به این طریق نشان دادم که بر بیماری و جراحتم غلبه کردهام و زندگیام همچنان ادامه دارد. در طول چهار هفته بعد از حادثهی یازده سپتامبر، من به کاخ سفید منتقل شدم و دو سال بعد خدمتم را در اداری «مبارزه با تروریسم» گذراندم که بهتازگی شروع به کار کرده بود.
تا اکتبر ۲۰۰۳ که در دفتر فرماندهی موقتی عراق و در فرودگاه بغداد بودم، طی چند ماه اول در کیسهخوابهای ارتشی میخوابیدیم. با وجود این، هر روز صبح زود بیدار میشدم، کیسه خوابم را جمع میکردم، بالش را در بالای کیسهخواب جاسازی میکردم و برای شروع روزم آماده میشدم. ارتش ایالات متحده در دسامبر ۲۰۰۳، صدام حسین را دستگیر کرد و زمانی که زندانی ما بود، او را در اتاق کوچکی نگه داشته بودیم.
او هم در کیسهخواب میخوابید؛ اما با ملافهای لوکس و یک تشک. میخواستم روزی با صدام ملاقات کنم تا مطمئن شوم که سربازانم از او بهدرستی مراقبت میکنند. با کمی حس سردرگمی متوجه شدم که صدام تختش را مرتب نکرده است. ملافه مچاله شده بود و او تمایلی به مرتبکردن آنها نداشت. طی ده سال بعد، من افتخار همکاری با برخی از بهترین مردان و زنانی را داشتهام که این سرزمین به خود دیده است؛ از افراد عام و خاص، دریاسالارها تا ملوانهای تازهاستخدام شده، از سفیران بلندپایه تا منشیها. آمریکاییهایی که در پهنای دریاها مستقر شدهاند تا از جنگجویان خود حمایت کنند، با میل و رغبت قلبی پا به این میدان نهادهاند و برای حفاظت از این ملت بزرگ فداکاری میکنند. همهی آنها میدانند که زندگی سخت و طاقتفرساست.
گاهی اوقات چیزهای بسیار ناچیزی وجود دارند که شما میتوانید با انجامدادنشان، ماحصل روز خود را تحتتأثیر قرار دهید. در نبردها سربازان میمیرند، خانوادهها داغدار میشوند و روزها، طولانیتر و پر از اضطراب میشوند. شما دنبال چیزی هستید که تسلّای خاطرتان باشد؛ چیزی که انگیزهی شروع روزی جدید را در شما بیدار کند و بتواند حسی از غرور و افتخار را در این دنیایی که گاهی به زشتی میگراید، در شما به وجود بیاورد.
اما این فقط موضوع میدان جنگ نیست. بلکه زندگی روزمره و عادی ماست که نیازمند این حس ساختن است. هیچچیز نمیتواند جایگزین قدرت و آرامش ایمان یک فرد شود، اما گاهی عمل بسیار سادهای مانند مرتبکردن تختخوابتان میتواند نیروی انگیزشی لازم برای شروع بهتر روز را در شما ایجاد کند و پایان خوش و پرحاصلی را برایتان فراهم نماید. اگر میخواهید زندگیتان و شاید جهان را تغییر دهید، از مرتبکردن تختخوابتان شروع کنید.»



هنوز بررسیای ثبت نشده است.